سایت تفریحی ممسنی

سایت تفریحی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

معرفی کتاب قهوه سرد آقای نویسنده

  • آپدیت
  • دسته بندی : دسته‌بندی نشده نویسنده : m.eghbali تاریخ : چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷

معرفی کتاب قهوه سرد آقای نویسنده

قهوه سرد آقای نویسنده ، کتاب قهوه سرد آقای نویسنده
اگر اهل کتاب و کتابخوانی هستید توصیه میکنیم خواندن کتاب قهوه سرد آقای نویسنده نوشته روزبه معین را از دست ندهید.

با کتاب قهوه سرد آقای نویسنده بیشتر آشنا شوید

اگر به دنبال یافتن کتاب هایی پرفروش و محبوب میگردید توصیه میکنیم مطالعه کتاب قهوه سرد آقای نویسنده را از دست ندهید . قهوه سرد آقای نویسنده یکی از کتاب های پرفروش است که بارها و بارها تجدید چاپ شد.

رمان قهوه سرد آقای نویسنده نوشته روزبه معین یکی از پرطرفدارترین کتاب ها در میان اهل کتاب است که در ادامه به معرفی بیشتر این اثر می پردازیم.

آشنایی بیشتر با کتاب قهوه سرد آقای نویسنده

نام کتاب : قهوه سرد آقای نویسنده

نام نویسنده : روزبه معین

ناشر : انتشارات نیماژ

سال انتشار : اردیبهشت ۱۳۹۶

روزبه معین نویسنده کتاب قهوه سرد آقای نویسنده

روزبه معین نویسنده جوانی است که نوشتن را از کودکی آغاز کرد و در اولین تجربه جدی رمان نویسی به سراغ نوشتن کتابی تحت عنوان قهوه سرد آقای نویسنده رفت.

جشن امضای قهوه سرد آقای نویسنده اریبهشت ماه سال ۹۶ برگزار شد و این کتاب در چند ماه به تجدید چاپ هایی متعدد رسید و به فروش موفقی دست یافت.

نویسنده جوان قهوه سرد آقای نویسنده از روش جالبی برای جذب مخاطب استفاده کرد و با انتشار بخش هایی از کتاب در صفحه اینستاگرامش، اشتیاق به چاپ رسیدن این اثر را بیشتر از پیش کرد و مخاطبانی که بخش هایی از این کتاب را در صفحه آقای بازیگر مطالعه کرده بودند با اشتیاق بیشتری منتظر چاپ این اثر بودند.

عکسی از روزبه معین نویسنده کتاب قهوه سرد آقای نویسنده

رمان قهوه ی سرد آقای نویسنده دومین اثر روزبه معین است و چاپ نخست آن در همان مراسم رونمایی به اتمام رسید و در همان سال عنوان یکی از پرفروش ترین کتاب ها را از آن خود کرد اما دیدگاه های متفاوتی نسبت به این رمان وجود دارد.

داستان قهوه سرد آقای نویسنده

قهوه سرد آقای نویسنده داستانی عاشقانه با مضمونی هیجانی و معمایی دارد که روایتی از زندگی پرفراز و نشیب یک نویسنده و دختر روزنامه نگار است.

 کتاب قهوه سرد آقای نویسنده کتاب پرفروش سال

آرمان نویسنده رمان قهوه سرد آقای نویسنده همان جوان عاشق پیشه داستان است که دلباخته دختری میشود که برای آموزش پیانو به خانه همسایه در رفت و آمد است. نویسنده داستان که دلباخته دختری است که ۱۵ سال از او بزرگتر است اما عشق سن و سال سرش نمیشود و از هر راهی برای بیشتر دیدن دختر استفاده میکند.

آرمان ۱۰ ساله کتاب روزبه معین نت های موسیقی دختری را عاشق او شده بود دستکاری کرد اما سرانجام سالها بعد همان نت های دستکاری شده به شاهکاری تبدیل شد که در یک کنسرت توسط معشوقه اش به اجرا درآمد و آنجا بود که آرمان با تمام وجودش دلش میخواست عشق دوران کودکی اش و اتفاقی که باعث دستکاری آن نت های موسیقی شده بود را فریاد بزند اما …..

پشت جلد رمان قهوه سرد اقای نویسنده آمده است : بهم گفت:«تا حالا شکار رفتی؟» گفتم «نه.» گفت:«من قبلا می رفتم، ولی دیگه نمی رم، آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس می کشید و با چشم هاش التماس می کرد، زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که می تونه دوست خوبی واسه م باشه، می تونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسه ش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم که این جوری اون گوزن واسه همیشه لنگ می زنه و هروقت من رو ببینه یاد بلایی می افته که سرش آوردم، از نگاهش فهمیدم بزرگ ترین لطفی که می تونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم.» بعدش گفت:«تو هیچ وقت نمی تونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.»


استاد شهریار

  • آپدیت
  • دسته بندی : دسته‌بندی نشده نویسنده : m.eghbali تاریخ : چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷

استاد شهریار

داستان زیبای سیزده را همه ی عالم به در امروز از شهریار

استاد شهریار

شهر شهریار

داستان زیبای سیزده را همه ی عالم به در امروز از شهریار

هوشنگ طیار شاعر، شاگرد و دوست و همشهری محمد حسین شهریار از عشقی كه نقطه عطف زندگی او و عاملی در روی آوردن شهریار به ادبیات است، سخن میگوید.

 

زمانی‌كه شهریار برای خواندن درس پزشكی به تهران آمد، همراه با مادرش در خیابان ناصرخسرو كوچه مروی یك اتاق اجاره می‌كند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه میشود. صحبتی بین مادران آن‌ها مطرح میشود و یک حالت نامزدی بوجود می آید. قرار می شود كه شهریار بعد از ‌اینكه دوره انترنی را گذراند و دكترای پزشكی را گرفت با دختر عروسی كند.

 

شهریار رفته بود خارج از تهران تا دوره را بگذراند و وقتی برگشت متوجه شد، پدر دختر وی را به یک سرهنگ داده است و انها باهم ازدواج كرده‌اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی میشود و حتی مدتی هم بستری میشود ودر این دوران غزل‌هاي خوب شهریار سروده می شوند.

 

سیزده فروردین نحس ترین روز سال شهریار

شهریار همان‌ گونه در خیال روزهای شیرین گذشته سیر می کرد. به یاد قدم‌ها و حرف‌ها در بهجت آباد، تفرجگاه قدیم تهران قدم بر می‌داشت. آری روز سیزده فروردین برای محمد حسین نحس ترین روز سال بود. نمیدانست قرار است با چه چیزی روبه‌رو شود. وقتی با نامردی مردمان در کشاکش میدان عاشقی ضربه هاي مهلک خورده بود طبابت هم برای درمان او کافی نبود.

 

دخترکی با نزدیکی به او خلوتش را شکست. دست در موهایش برد و وی را نوازش کرد حس عجیبی به او منتقل شد گویی هزاران سالس که وی را می‌شناسد. دخترک به سمت پدر و مادرش رفت ودر آغوش مادر خودرا رها کرد. ناگهان دنیا بر سر شهریار خراب شد. مادر دختر، عشق قدیمیش بود با گونه‌هاي گریان شروع کرد به سرودن:



تبلیغات متنی